نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میبینم راه میری رو پای خودت دیگه مردی شدی برای خودت سه چهار ساله که کناره منی دیگه راهت منو صدا میزنی ولی اینارو خواب دیدم خدا میدونه که عذاب دیدم اخه میدیدم با مشگی که عموت آورده تو رو آب میدم دارم خواب میبینم یا باز تو گهوارهای و تابت میدم بیا برگرد تو آغوشم با اشکای چشام آبت میدم علی جان ،علی جان.. میبینم نوجوون شدی پسرم پسرم اذون میگی تو حرم میچینم حجلهی دومادی برات شاخ شمشاد من الهی فدات ولی تا به خودم میام مادر جای خالیتو میبینم اصغر تو بغل خاک بخواب اروم لالایی لالاییی گل پرپر همه رفتن تو هم رفتی خیال حرمله راحت شده دلم خوش بود به گهوارت تموم دلخوشیم غارت شده علی جان علی جان علی جان
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد