نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مظلوم منم که مردها گریه کنند در روضهی بیچارگی خواهر من از لحظهی گودال پیام میگردد تا کنج تنور مطبخی مادر من (یک بوسهی آخر سهم مادرهاست از دور من میبوسمت، مادر نداری که) کس نیست که رسیدگی به زنها بکند از وقت شهادت علیاکبر من حسین آرام جانم، حسین روح و روانم ... * * * * کنج تنور، رو نیزهها رفتی خرابه هم نیومدی تشت طلا، دست مستها رفتی خونهی ما نیومدی * * * * به جای مجلس درسم، عجب بد مجلسی دارم که شاگردان دیروزم تماشاچی امروزند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد