نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حیفِ چشمای قشنگ تو حسین، که نیزه خورد اون رکاب کج مگه قیمتی بود، برید و برد گفت برید کنار که نوبت منه، شمر بددهنه داره داد سر زینب میزنه، شمر بد دهنه جلو چشم همه موهاشو کشید، شمر پلید آبو ریخت زمین تا که لباشو دید، شمر پلید ... بمیره مادرت به التماس افتاده خواهرت بمیره مادرت طول کشید بریدن سرت ... جان زهرا نزنید برا کشتنش به همدیگه بفرما نزنید ... کوتاه نیومد گفتم باهات راه بیاد راه نیومد بی چشم و رُو بود اونی که با خواهرت روبرو بود من تاب ندارم تو تشنته من ولی آب ندارم اوضاعت بههم ریخت شمر دست تُو موت کرد و موهات بههم ریخت ... من بی وضو موی تو را شانه نکردم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد