نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

لا حَولَ ولا قُوَّةَ الّا بالله خورشید و مَه و ستاره اومد از راه منظومهی شمسی اباعبدالله ماشاءالله ماشاءالله در دل صحرا دیده دریا شد تا رسیدم باز علقمه پا شد اومد و دل از دل دنیا و یا علی گفت و عَلم بالا بُرد ای جانم به شکوه کاروان و ای جانم به نور نصر سادات ای جانم به کمال هاشمیون به وقار هاشمیات ابیعبدالله یا حسین حسین... **** جمعاند مُحبّان اباعبدالله لشکر جوانان اباعبدالله فرمانبر و فرمان اباعبدالله ماشاءالله، ماشاءالله شد طنینانداز در لشکر صوت تکبیر شبهِ پیغمبر نوهی بوتراب اذان میگفت یاعلی گفت و عمّه، جان میگفت ای جانم به دو عمّامهی سبزو ای جانم به عبدالله و قاسم ای جانم به علیاصغر ارباب نور چشم بنیهاشم ابیعبدالله یا حسین حسین... کُلُّ خیر فی باب اباعبدالله هفتادو دو اصحاب اباعبدالله از دَم همه بیتابِ اباعبدالله بگو ماشاءالله، ماشاءالله هر که رفت در این زُمره آقا شد یه مسیحی بود که مسیحا شد وهب الگوی مسلمانیهاست آبروی قوم نصرانیهاست ای جانم به زُهیر و جُون و عابس ای جانم به جُناده و به عابس ای جانم به حبیب قلب ارباب به حبیب ابنِ مظاهر ابیعبدالله یا حسین حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد