نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

كبوتر سفیدم، وقتشه پر بگیری با این لبای زردت، تشنه تر از كویری این قدر، دل من و نسوزون دورِ، لبت زبون نگردون با من بخون دعای بارون از تو، خجل ببین بابا رو برهم، نزن دیگه لبا رو آتیش، می زنی این دلا رو كبوتر سفیدم وقتشه پر بگیری با این لبهای زردت تشنه تر از كویری تا مرهمی برایِ زخم لبات بگیرم بریم باهم به میدون تا آب برات بگیرم رحمی، به سوز و التهابم تنها، پی یه جرعه آبم كاشكی، یكی بده جوابم وقتی، نگاه شوم صیاد بابا، جواب حرفم و داد دیدم، سرت رو دستم افتاد تا یه قدم به سوی، خیمه ها برمی گردم دوباره از خجالت، پا به عقب می ذارم خیره، شده به حنجر تو چشم، خسته ی خواهر تو ابر، نگاه مادر تو چشمام، می مونه سوگوارت آخر، سر بابا كنارت می شه، رو نیزه هم جوارت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد