كبوتر سفیدم، وقتشه پر بگیری
سیدمهدی میردامادپسندیدن3
بازدید1.9K
كبوتر سفیدم، وقتشه پر بگیری با این لبای زردت، زخمی تر از كویری این قدر، دل منو نسوزون دورِ، لبت زبون نچرخون با من، بخون دعای بارون دستی، بگیر به سمت بالا شاید، از تو نگاه ابرها بارون، بباره توی صحرا لای لای علی علی علی جان تا مرهمی رو زخمِ، لبای تو بذارم تورو به سمت میدون، زیر عبا می آره رحمی، به سوز و التهابم تنها، پی یه جرعه آبم كاشكی، كسی بده جوابم وقتی، نگاه شوم صیاد آخر، جواب حرفم و داد دیدم، سرت رو دستم افتاد لای لای علی علی جان تا یه قدم به سمتِ، خیمه ها برمی دارم دوباره از خجالت، پا به عقب میذارم خیره، شده به حنجر تو چشمِ، كبود خواهر تو ابری، نگاه مادر تو چشمام، می مونه سوگوارت آخر، سر بابا كنارت میشه، رونیزه هم جوارت لای لای علی علی علی جان