تصویر حاج محمود کریمی - قسم به دیده‌ی یعقوب و بوی پیروهنی

قسم به دیده‌ی یعقوب و بوی پیروهنی

[ حاج محمود کریمی ]
قسم به دیده‌ی یعقوب و بوی پیروهنی
قسم به شوق اُویس و به جَذبه‌ای یمنی
قسم به برقِ دو چشمی حسینی و حسنی
قسم به وعده‌ی شیرینِ مَن یَمُت یَرَنی

که ایستاده بمیرم به احترامِ علی
علی امام من است و منم غلام علی

فقط علی‌ست که باید خود انتخاب کند
مرا بنا کند اول و یا خراب کند 
به ذرّه گر نظرِ لطف، بوتراب کند
به آسمان رَود و کارِ آفتاب کند

علی‌ست نعره‌ی طوفانی‌ام خدا را شکر
رسید امامِ خراسانی‌ام خدا را شکر

مرا کِشاند قراری هزار شکر آقا
مرا رساند قطاری هزار شکر آقا
رسیده‌ام پِیِ کاری هزار شکر آقا
دوباره این حرم آری هزار شکر آقا

رسیده‌ام بتکانی مرا زِ غیر رضا
رسیده‌ام که شوم عاقبت‌به‌خیرِ رضا

در این شلوغیِ زائر، یک آشنا کافی‌ست
در این هجومِ ملائک همین دعا کافی‌ست
برای این‌ همه غم، یک رضا رضا کافی‌ست
برای اذنِ دخولم سلامِ ما کافی‌ست

که اَلسلامُ علیٰ یَابنَ فاطمه آقا 
که یا امام‌ رضا، یَابنَ فاطمه آقا

میان آینه‌کاری و شمسه‌کاری‌ها
میان این‌ همه خادم، میان زاری‌ها
کنار زمزمه‌ها در جَوارِ قاری‌ها
رسیده‌ام پس از این ثانیه‌شماری‌ها

میان این‌ همه گیرَم که آخری باشم
چه می‌شود که برای تو حِنیَری باشم

اگر نبود درِ این حرم، پناه نبود
برای شانه‌ی ما هیچ تکیه‌گاه نبود
اگر نبود علی، کعبه قبله‌گاه نبود
اگر نبود رضا، دل که روبه‌راه نبود

هزار شکر که مشهد هوای ما را داشت
اگر نبود رضا این گدا کجا را داشت؟ 

رسیده‌ام برسانی مرا به میقاتت
مرا ببَر به نهان‌خانه‌ی ملاقاتت
بِبَر کنارِ خدا تا ظهور آیاتت
مرا شراب کن از مستیِ مناجاتت

پَرستشی که مدام است، مِی‌پرستیِ ماست
شبی که صبح ندارد سیاه‌مَستیِ ماست

شبی که اهلِ حرم شد دلم در آن شبِ سرد 
شبی که از روی چرخَش بلند شد آن مَرد
شبی که از سرطانش خلاص شد بی‌درد
شبی که دخترکی لال تا زبان وا کرد

به گریه گفت پدر، نام مادرش بردی؟
چرا شکایتِ آقا به خواهرش بردی؟ 

شبی که باز برای گدایی آمده بود
دوباره پیش تو آن روستایی آمده بود
شبی که بعدِ دو ماه از جدایی آمده بود 
که رفت مشهدی و کربلایی آمده بود

رسید و گفت که سر زیرِ دِین آوردم
سلامی از حَرَمینِ حسین آوردم

اگر زِ گرمیِ ما دشت سیستان گرم است
تمام خاکم از این خاکِ آستان گرم است
هزار شُکر، تو هستی و پشتمان گرم است

چه غم که سیّدِ ما سیّدی خراسانی‌ست
و این فَلات پُر از لشکر سلیمانی‌ست

بگو به بانگِ مگس، این عقابِ اَلوَند است
که این دیار، پُر از قُلّه‌ی دماوند است
رضاست آن‌که بر این خاک، سایه افکنده‌ است
بگو به آل سعود و یهود بازنده‌ است

بگو به دشمنِ ایران مگو خیال دگر
قرارِ ما همه تا بیست و چند سال دگر

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح حاج محمود کریمی امام رضا (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

پربازدید‌ترین‌های شعر مدح امام رضا (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب‌ترین‌های امام رضا (ع)(اعياد و ولادت‌ها)

محبوب ترین‌های حاج محمود کریمی

نواها‌یی با همین ‌شعر

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد