
رضا بر قدومت ستاره میریزد آسمانِ دو دیدهی تَرِ من آفتاب است سایهی نورت سایهی عشق توست بر سر من کربلایم بهشتِ روی زمین مشهد تو، بهشت دیگر من طفل بودم، ترانهی خوابم اینچنین خوانده است مادر من یارِ بیدستیام امام رضاست همهی هستیام امام رضاست چشمِ سیاه تو منو دیوونه کرده امشب خلوتیِ پردهی این مِیخونه کرده امشب همیشه مادرم میگه امام رضا فدات شم فدای قد و قامت و کاکُل بچههات شم جوونِ من فداییِ جوونیِ جوادت اونو به تو سپردمش، چیکار کنم میخوادت تو بیشهی محبتت یه آهوی اسیرم خودم تو دامت اومدم، بگی بمیر میمیرم آقا جون دوست دارم صدای نقّارهخونت سروشِ رحمت حق خندهی گوشهی لبت، اوج محبت حق وقتی که پشت پنجرهت صف میکشن مریضا با اشک و سوزِ دلشون همش میگن یا رضا مریضا رو شفا میدی با نیمی از نگاهت من به فدای تو و اون مردمکِ سیاهت گوشهی دنجِ حرمت حقیقتِ بهشته به روی ایوونِ طلات خدا خودش نوشته: هرکی بیاد تو این حرم دست خالی نمیره خوشبحال اون کسی که تو این حرم بمیره **** صفا و مروه دیدهام، گرد حرم دویدهام هیچکجا برای من کربوبلا نمیشود