
بر دوش خود بریز، دو زلف سیاه را بالا مبر ز خستهدلان، سوز و آه را در بست طوسی تو، چه رنگی دویده است کز لطف میخرند، سپید و سیاه را موسی، عصا به کف به حریم تو پای زد تا دید میخرند دل من، عصا را وقت ورود، کفش سپارند خلق و ما دادیم بوسه کفشکن کوی شاه را