نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عمه بیا کنار من، تا که به دادم برسی من را در آغوش بگیر، تا که بگیرم نفسی عمه در این هول و ولا، در این غروبِ بیکسی عمه عموی من کجاست؟... عمه ببین شکستگیِ شَهپَرم وای خاکی و خونی شده چادر سرم وای ببین شدم شبیه زهرا مادرم وای بابا حسین، بابا حسین... عمه به پشت قافله، غمزده در حرملهام بعد تو من پیرترین، پیرزن قافلهام در این کویرِ داغ سوخت، پای پر از آبلهام عمه عموی من کجاست؟... عمه ببین به روی نِی همسفرم وای یوسف گمگشتهی کنعانِ حرم وای خون جگر میچکد از چشم تَرم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد