
نکنه به زور برگشته اونقده صداش زدم که از دلِ تنور برگشته نکنه به زور برگشته تا که دید خرابه تاریکه میترسم نور برگشته ما محترم بودیم ما از حرم بودیم تو جمعها کم بودیم بی احترامی شد رو خار رفتیم و ناچار رفتیم و بازار رفتیم و (رسید از روی نیزه قرآنم (ای مو پریشانم))۲ *********** من دارم به زور میبینم صورتت عوض شده از هر طرف هر جور میبینم من دارم به زور میبینم تو الان کنارمی یا که بازم از دور میبینم خیلی بده حالم از زجر مینالم افتاده دنبالم میشنوی چی میگه از حال رفتم و همش میگفتم که خودم میوفتم که هولم نده دیگه (کشید و پاره شد گریبانم (ای مو پریشانم))۲ ********** سنگ تا غروب میخوردی شب که میشد از سنان و دار و دستش چوب میخوردی سنگ تا غروب میخوردی مجلس حرام زخم از این همه آشوب میخوردی سنگ صبور بودی از من تو دور بودی گیرِ تنور بودی من اینو فهمیدم اون ظالمِ نامرد وقتی سرت اومد با خیزرون میزد (یتیمی درد بیدرمانم (ای مو پریشانم))۲