نکنه به زور برگشته اونقده صداش زدم از دل تنور برگشته

نکنه به زور برگشته اونقده صداش زدم از دل تنور برگشته

[ وحید شکری ]
نکنه به زور برگشته
اون‌قده صداش زدم که از دل تنور برگشته
نکنه به زور برگشته
تا که دید خرابه تاریکه می‌ترسم نور برگشته

ما از حرم بودیم، تو جمعا کم بودیم
ما محترم بودیم، بی‌احترامی شد

رو خار رفتیمو، ناچار رفتیمو
بازار رفتیمو، بی احترامی شد 
                      ****
من دارم به زور می‌بینم
صورتت عوض شده از هر طرف هر جور می‌بینم
من دارم به زور می‌بینم
تو الان کنارمی یا که بازم از دور می‌بینم

خیلی بده حالم، از زجر می‌نالم
افتاده دنبالم، می‌شنوی چی میگه

از حال رفتم که، همش می‌گفتم که
خودم میفتم که، هولم نده دیگه
                      ****
سنگ تا غروب می‌خوردیم
شب که می‌شد از سنان و دار و دستش چوب می‌خوردیم
سنگ تا غروب می‌خوردیم
مجلس حرام زخم از اون همه آشوب می‌خوردیم

سنگ صبور بودی، از من تو دور بودی
گیر تنور بودی، من اینو فهمیدم

اون ظالم نامرد، وقتی سرت اومد
با خیزرون می‌زد ...

پربازدید ترین زمینه محرم و صفر حضرت رقیه (س)

محبوب ترین محرم و صفر حضرت رقیه (س)

محبوب ترین وحید شکری

نظرات