دیگه ندارم من به زندگی میلی

دیگه ندارم من به زندگی میلی

[ مهدی رعنایی ]
دیگه ندارم من به زندگی میلی
عمه نگاهم کن عوض شدم خیلی 

بابا رو موهای دخترش حساسه
الان میاد اینجا منو نمی‌شناسه

سخته برام، عمه من آغوش بابامو می‌خوام
سه سالمه نمی‌تونم دو قدم راه بیام

عمه ببخش گردن تو بوده زحمت‌های من
یک ماه که خیلی تازیانه خوردی جای من

(عمر کمه ولی حرف زیاد
عمه الان بابام میاد
بیا ببین موهام شونه می‌خواد
عمه الان بابام میاد)۲

سلام باباجونم، چشم و دلم روشن
نمی‌گی یک ماهه رفتی می‌میرم من

اینی که می‌بینی، خسته‌تر از اینم
زخمه لبات یا من درست نمی‌بینم؟!

آدم‌ بد انقده به لب و دندون تو زد 
یه کاری کرد که صدای خیزرونم در اومد

تو با سرت زخمی‌ هم باشی پدر جان منی
دیدی بابا تو فقط قاری قرآن منی

(تو مجلسش شکست دل حرم 
من از یزید نمی‌گذرم 
به خاطر غرور خواهرم‌
من از یزید نمی‌گذرم)۲

من فقط از دردِ این دل آشفته‌ام 
به عمه کلثوم از، گرسنگی‌ام گفتم 

گذشته این روزها با ناخوش احوالی 
کربلا تا شام بود جای عموام خالی...

بعضی چیزا می‌مونه به ذهن آدم همیشه
سخت گذشت کی می‌گی یه شب هزار شب نمی‌شه

شبی که زجر با منِ خسته مدارا نمی‌کرد
کاشکی بابا دیگه اون شب منو پیدا نمی‌کرد

صورت من اگه شده کبود عموام نبود 
(رفتیم محله یهود عموام نبود)۲

مَنِ الّذی ایتَمِنی

نظرات