
روضهها تا که مکشوفه شد تا عمّه وارد کوفه شد گفتم الان میاد، گفتم الان میاد وقتی منو میزد حرمله یا شبی که موندم از قافله گفتم الان میاد، گفتم الان میاد نیومدی نیومدی، اومدی با سر اومدی نیومدی نیومدی، نفسِ آخر اومدی غم میشه تازه حالا که اومدی بمون تشییع جنازه من رفتنیام بگو عموم بیاد برام تابوت بسازه لایلای رقیه، لایلای رقیه... **** هیشکی نبوده به جای من رفت روی مغیلان پای من گفتم الان میاد، گفتم الان میاد نازمو تازیونه خرید اون پیرزنه موهامو کشید گفتم الان میاد، گفتم الان میاد نیومدی نیومدی، چه نامرتّب اومدی روزارو خوب نمیبینم، گذاشتی شب اومدی درده یتیمی نمیدونی خیلی شباش سرده یتیمی موهام سفید نیست نشسته روی سرِ من گَردِ یتیمی لایلای رقیه، لایلای رقیه... **** اُمّ کلثوم تو بازارِ شام با شمر وقتی شد همکلام گفتم الان میاد، گفتم الان میاد پامون به دروازه که رسید وای بعدشم مجلس یزید گفتم الان میاد، گفتم الان میاد نیومدی نیومدی، مجلس کافر اومدی ربابو که دیدی چرا با علیاصغر اومدی؟ دل پُره خونه رقیه باید تو خرابهها بمونه گفتم سکینه سلاممو به علیاکبر برسونه لایلای رقیه، لایلای رقیه...