
بابا نبودی، دیگه وصیت کردم به عمه گفتم، ببخش اذیت کردم دورت بگردم همه تنم پرم سرم شکسته اگه صدای من درنمیاد منو بغل بگیر بدون دست نگی از دست من برنمیاد از تو بابایی نمونده حتی واسه بوسه روی صورتت جایی نمونده از تو اغوشی نمونده گفتی گوشواره بهت میاد ولی گوشی نمونده بدون آغوشم، بابای منی بگو در گوشم، بابای منی۲ همش میگفتم، که خوشبحال راهب اون شبو تا صبح، شدی تو مال راهب خوشبحال راهب هر چی که داشت اورد سرت رو برد سرتو شست با گریه با گلاب ولی یه چیزی کار و کرد خراب نمیدونست میری بزم شراب کاش هنوز گوشواره داشتم مثل راهب برا دیدن سر تو واره داشتم هر چی داشتمو میدادم شمر اگه طلا ببینه دیگه راه میاد با آدم بدون اغوشم، بابای منی بگو در گوشم، بابای منی صدام گرفته پدرم برگشته دعام کرفته واااای بابایی درد پهلوم وای بلندم میکنن بابایی از موم