
ستارهها رو میشمارم دوباره نوبت زخمام میرسه گذشته از سر شب خب الانه که دیگه بابام میرسه آب و جارو میکنم مهمون میاد واسم بوی بابای منه من بوشو میشناسم میکنم آتیشِ دلتنگی رو خاموشش وای الان میاد منم میرم تو آغوشش سوغاتی میاره برام حتما عروسک با گلِسره وقتی که میره با خودش من رو از این ویرونه میبَره بابا حسین بابا حسین... **** من حالم خرابه، خراب بشه خرابه روزاشم شبیه شباش پُر از عذابه دختر غیر باباش رو پای کی بخوابه غلاف نخورده بازوم این اثر طنابه تاره چشمام، زخمه پاهام حرفی بزن، قهری باهام؟ دیدی عمّه، اومد بابام صدام گرفته پدرم برگشته دعام گرفته دل عمّه خیلی برام گرفته نفَسم بین نالههام گرفته بابا حسین بابا حسین...