نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اون شبِ تاریک جای تو خالی من و کتک زد بابایی یه لاابالی دستای بستهام رو ببین سردی دستم رو ببین سر شکستهام رو ببین به خدا خستهام صورت در هم رو ببین گریۀ عمهام رو ببین دورش نامحرم رو ببین من کجا هستم (دستمو بگیر، نذار دیگه گم بشم نذار باعث خندۀ مردم بشم) 2 (بابا من الذی، أیتمنی، أیتمنی، أیتمنی بابای خوب من، عشق منی، عشق منی، عشق منی) 2 همهچی بوده، زیرِ سرِ زجر شنیدی طعنه شنیدم، از دختر زجر طرز نگاهش مَنو کشت غرور چشماش مَنو کشت خندۀ باباش مَنو کشت به خدا بابا کوچه و بازار مَنو کشت سر علمدار مَنو کشت روزی هزار بار مَنو کشت به خدا بابا تو رو کشتنت، خبرش دروغ نبود تا حالا دورم، اینقدر شلوغ نبود (دستمو بگیر، نذار دیگه گم بشم نذار باعث خندۀ مردم بشم) 2 (بابا من الذی، أیتمنی، أیتمنی، أیتمنی بابای خوب من، عشق منی، عشق منی، عشق منی) 2 داشتم میگفتم، چیشد تو بازار تیر نگاهش مَنو کشت، یه مردم آزار قاتل این غافله بود دور و برش غلغله بود خودِ خودِ حرمله بود منو پیرم کرد بابا نبودی منو زد زن یهودی منو زد سر حسودی منو زد زمینگیرم کرد جای سنگ و چوب رو سر و گردن من مثل پیرهنت پاره شد پیرهن من (دستمو بگیر، نذار دیگه گم بشم نذار باعث خندۀ مردم بشم) 2 (بابا من الذی، أیتمنی، أیتمنی، أیتمنی بابای خوب من، عشق منی، عشق منی، عشق منی) 2
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد