
عمه بیا قرارِ، دل بیقرارم اومد تو اوج فصل پاییزِ عمرم بهارم اومد عمه بیا کمک کن که دیگه رمق ندارم این سرِ غرق در خون و رو دامنم بزارم بیا که نورِ چشام اومد بیا که ماه شبام اومد کمک کن از جا بلندم کن بیا عمه جون بابام اومد (اباالمظلوم یا اباالمظلوم) 3 *** رمق نداشتم و با حضورِ تو جون گرفتم از ترسِ دشمنت بود، که لکنت زبون گرفتم به من بگو چرا رو لبات و خون لخته بسته سنگ کدوم حرومی سر پاکت و شکسته چرا انقدر زخمیِ سر تو بمیره برا تو دختر تو از این دنیا سیر شدم وقتی رو نی دیدم چشمایِ تر تو (اباالمظلوم یا اباالمظلوم) 3 *** سنگینی میکنه سر روی .... میخندن و میگفتن که من بی کس و غریبم سیلی به صورتم خورد به هر جا نامِ تو بردم عمه نبود کنارم به زیر لگد میمُردم به غارت رفت گوش و گوشوارت ببین سخته معجر پارت منو از اینجا ببر بابا دیگه واسه عمه سربارم منو بابا بیهوا زدنم پیرمردا با عصا زدنم نبودی ببینی چه طوری منو زیر دست و پا با پا زدنم (اباالمظلوم یا اباالمظلوم) 3 ***