
ای پدر جان ببین پای پر آبله بین مدارا نکرد با تنم سلسله پیش رویم تو را دیدهام روی نی بوسه دادم به تو از همان فاصله "اَبَتا یا حسین 4" *** من یتیمم مگر پس چرا ای پدر طعنه میزد به من دختر حرمله گرچه بازوی من گشته چون مادرت از غم و غصه ام من ندارم گله "اَبَتا یا حسین 4" *** آن النگو که تو داده بودی من گشته غارت پدر! بین آن غائله از روی محملم با سر افتادم و نیمه شب بی تو من ماندم از قافله "اَبَتا یا حسین 4" *** به فدای تو و این پاره حنجرت امشب از داغ تو میمیرد دخترت نیمه ی شب چرا آمدی بی سپاه کو علی اکبرت کو علی اصغرت "اَبَتا یا حسین 4" *** من نمیگویم از گوش و گوشواره ام ولی بگو پدر تو از انگشترت "اَبَتا یا حسین 4" *** میسوزد ای پدر زخم روی سرم خم شده قامتم به فدای سرت "اَبَتا یا حسین 4" *** عمه گوید که من همچو زهرا شدم واکن چشم و ببین سه ساله مادرت "اَبَتا یا حسین 4" *** برلبت جای چوب مویت خاکستری آمدی با سر و پس چه شد پیکرت از چه رو آمدی بی عمو آمدی تشنه ام بهر دیدار آب آورت شرمنده از توام مویم فرش تو شد از رقیه مپرس ،دخترم،معجرت؟ "اَبَتا یا حسین 4" *** مدیون عمه ام تا اینجا آمدم بسکه خوردم زمین خسته شد خواهرت نامرد بی حیا می زد هر دم مرا طعنه هایش شده قاتل دخترت "اَبَتا یا حسین 4" ***