خرابه روشنه امشب

خرابه روشنه امشب

[ کربلایی نریمان پناهی ]
((خرابه روشنه امشب
بابام چون با منه امشب) ۲
دیگه بالای نیزه‌ نیست
سرت رو دامنه امشب) ۲

اومده جونم، نام و نشونم 
اومده ماهِ تو آسمونم

یه ماهه از دل، می‌کشیدم آه
اومده بابا الحمدالله 

بابا حسینم، بابا حسینم ... 

چه کرده با عزیز من
چقدر نامرد این دشمن 
تو اون گودال منم مُردم 
تو رو کشتن، منو کشتن

چقده تغییر کرده‌ این صورت
چقده با تو داشتن کدورت

بد جوری از هم پاشیده رگ‌هات
کاش می‌شد بابا، من بمیرم جات

بابا حسینم، بابا حسینم ... 

با درد و غصّه درگیری
رسیدی لحظه‌ی پیری
ببین بابا با مشت زجر
شکسته دندون شیری

لگدای زجر لبمو دوخته
به خودت رفته اونی که سوخته

می‌بینی پیرم، به هزار علّت
رقیّه‌ات از تَل گرفته لکنتظظ

بابا حسینم، بابا حسینم ...

چقدر آزردنم بابا
اسیری بردنم بابا
میومد تا به لب اسمت
به زجر می‌سپردنم بابا

جون دادم از بس که کشید مومو
وقتی با دستش گرفت گلومو

یه قصد کشت زد، نانجیب پست
نه تو بودی و نه عمو عبّاس

بابا حسینم، بابا حسینم ...

نظرات