نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

عبدی که بود پست و هوسرانتر از همه برگشته سر به زیر، پشیمانتر از همه از خود فرار کرده غلامِ فراریات سوی تو بازگشته گریزانتر از همه یا که مرا مقابلِ این خوبها بزن یا که مرا ببخش نمایانتر از همه از روی جهل، حال خوشی را که داشتم بر معصیت فروختم ارزانتر از همه وقتی سلاح اشکِ مرا غفلتم گرفت ماندم میان معرکه حیرانتر از همه غیر از تو ای کریم، کسی میخرد مگر؟! آن را که بیبها شد و ویرانتر از همه من نا اُمید نیستم از لطف و رحمتت هستم اگر چه بیسرو سامانتر از همه خواهی گرفت روز حساب و کتابِ خلق بر نوکران فاطمه آسانتر از همه ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد