نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آمدم تا رشتهام را بر درت محکم کنی زندگیام را به ذکر دائمت، توأم کنی با تضرع، زیر لب دارم صدایت میزنم تا که قدری از حجابِ بینمان را کم کنی شرمسار و سر به زیرم که سبب شد نامهام باز هم گریه برای معصیتهایم کنی **** الا ای یوسف زهرا کجایی امید و دلبر جانها کجایی همه روز و شب از هجرت غمینند دگر کی میشود جانا بیایی چه میشد ای امید عالمینم ز پشت پردهی غیبت درآیی الا خورشید پنهانم کجایی که مردم زین غم سخت جدایی (گل نرگس بیا بیا) **** خستهام از خدعههای نفس، از طول عمل آمدم یابن الحسن، دیگر مرا آدم کنی صاحب من، خیرخواهم، سایهی بالاسرم میشود قلب مرا خالی ز نامحرم کنی؟ از تو بر میآید آقا معجزاتی اینچنین التماست میکنم، چشم مرا زمزم کنی دوری از کربوبلا دارد مرا دق میدهد کربلایی کن مرا تا راحت از این غم کنی دوست دارم یاورت باشم به اشک بر حسین ساعتی که گریه بر آن ماتم اعظم کنی جان فدای پلک مجروحت که دائم صبح و شب گوشهی مقتل، نظر بر پیکری درهم کنی
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد