تصویر سیدرضا نریمانی - گنهکارم ولی امیدها دارم عطایت را

گنهکارم ولی امیدها دارم عطایت را

[ سیدرضا نریمانی ]
گنهکارم ولی امیدها دارم عطایت را
تهی‌دستم به من هم می‌دهی آب و غذایم را

خدای دستگیر من زمین خوردم بلندم کن
ترهم می‌کنی این بنده‌ی بی دست و پایت را

گمانم بوی الرحمن شعبان است می‌آید
نکردم درک حتی لحظه‌ای دارالشفایت را

لباس نو ندارم تا به مهمانی بیایم من
عنایت کن عطا کن، جامه‌ی تقوا گدایت را

رمضان دارد از ره می‌رسد من راه گم کردم
نشانم می‌دهی انوار مصباح الهدایت را

اگرچه پشت کردم بر تو اما تو بزرگی کن
دریغ از من مکن رب جلیل دست‌هایت را

یقین دارم مرا می‌بخش‌ام مخصوصاً امشب که
شفیع خویش کردم علیِ مرتضایت را

مکن از حرف دل سردم علی را واسطه کردم
که من امید بستم همسر خیر النسایت را

کرام الکاتبین من امیر المؤمنین من
تفقد کن دوباره این فقیر بی‌نوایت را

دلم تنگ نجف شد مست و دلتنگ ملیحت من
که تو خود در سرم انداختی حال و هوایت را

بنا باشد بمیرم گرچه جایی از نجف بهتر
هبه کن بر گدات مُردن دم ایوان طلایت را

ولی قبلش عنایت کن شب جمعه حرم باشم
ببینم باز شش گوشه‌ی کرب و‌بلایت را

به حق دختری که گوشه‌ی ویرانه منزل داشت
به من هم می‌چشانی طعم ناب روضه‌هایت را

بغل می‌خواست اما جای بابایش سرش آورد
به بابا گفت بابایی ببوسم من کجایت را

عجب آشفته بازاری‌ست گیسویت چو گیسویم
ندارد شانه تا شانه زنم زلف‌هایت را

تنور آنقدر دلسوزانه مهمان داری‌ات کرده
که من نشناختم اول نگاه آشنایت را

نه چشمی مانده تا که یک دل سیر از زمینم من
نه گوشی مانده که بشنوم امشب صدایت را

خلاصه اینکه بعد از تو شدم زخم و نمک خوردم
فقط از زجر نه، از شمر و خولی هم کتک خوردم

*****
نکنه روبه.رومی خودتی یا عمومی
نشناختمت هنوزم خودت بگو کدومی

صورت نصفه نیمه حال سرت وخیمه
به همه گفتم این سر، تموم‌ زندگیمه

پربازدید‌ترین‌های شعر اول سیدرضا نریمانی مناجات با خدا(سایر موضوعات)

پربازدید‌ترین‌های شعر اول مناجات با خدا(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با خدا(سایر موضوعات)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد