نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

شروع میکنم گریه از صبح علی الطّلوع میکنم شنیدم که گریه مرهم زخمتِ زخماتو خودم برات رفو میکنم یک عمرِ تا که بارون میشه با یادت قلبم آشوب میشه تا جون دارم من اشک میریزم ایشالله که زخمات خوب میشه زندگی بدون اشک اصلا ابدا گریه میکنم برات صبحا و مساءا پیر مردا میزدن با سنگ و عصا گریه میکنم برات صبحا و مساءا اذون تا اذون گریه میکنم برات تا سر حد جون زخم روی جگرت گواه حسین تو رو قبل نیزه کشته داغ جوون زخماتو با گریه میدوزم میسوزم، میسوزم، میسوزم هرچی زخم داشتی انگار خوب شد امّا قلبت زخمِ هنوزم تکه تکه شد جلو،چشمت پسرت تا ابد نمیشه خوب زخم جگرت جای تو نبوده رو این خار و خسا گریه میکنم برات صبحا و مساءا پیرمردا میزدن با سنگ و عصا گریه میکنم برات صبحا و مساءا میباره چشام یاد اون دختری که توی شهر شام دستِ بسته بردنش توی ازدحام دختر حسین کجا و بزم حرام زخماتو میدوزم با گریه با لعنت به آل امیّه کل زخمات روضه میخونن رقیّه، رقیّه، رقیّه سر تو نقش فلک نقش بیابون بدنت کشته ما رو بوی آب قربون زخم دهنت بهتر باد بوزه فقط به قصد تنِ تو بهتر از خاک مگه نیست تا بشه پیراهن تو خیمههاتو چکار کنم عالمو بیقرار کنم خودم پناه عالمم کدوم طرف فرار کنم کشته کربلا حسین عزیز نیزهها حسین غریب گیر اوردنت جلو چشم مادرت با نیزه زد تو دهنت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد