نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تنها، توی دل گودال تشنه، داری میری از حال جنجال، بالا سرت داداش ای وای، بدنت پامال پر نیزه شد تموم پیکرت داری میکشی نفس آخرت خدا رحم کنه به دل خواهرت داره میرسه صدای مادرت اینکه داره اینجوری دست و پا میزنه مادرشو صدا میزنه، حسینِ منِ تشنه لب که پر خون دهنش خاکی شده موی سرش، حسین من بگو چیکار کنم؟ آب را صدا نزنی بگو چیکار کنم؟ ماندم چرا نگاه تو افتاد سوی من من هیچ هیچم و تو بی نهایتی لطفی که کردهای تو به من مادرم نکرد ای مهربان تر از پدر و مادرم حسین تا گفتم اسم کرب و بلا را دلم گرفت مانند خواهری که صدا زد دلم حسین از نوکری درت مرا سیر مکن غیر از در این خانه مرا پیر مکن من منتظر توام شب اوّل قبر سوگند به جان مادرت دیر مکن حسین جان
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد