نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یه عده با سنگ زدن ... یه عده با چوب زدن ... یه عده نیزه به دست به پیکرت خون زدن ... می دیدم از روی تل که دست و پا می زدی ... مادرمونو میون خون صدا می زدی ... نشسته رو سینه ات ... چی شد توی گودال که مادرم رفته کنار تو از حال تو رو به جون زینب ، نفس بکش عزیزم ... نیزه رو از تو پهلوت بیرون بکش عزیزم ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد