یکی دستور میداد غارتش کنین
وحید شکریپسندیدن63
بازدید5.5K
یکی دستور میداد غارتش کنین خواهرش داد می زد راحتش کنین باید زنانه گریه کرد شیر پسر غریب گیر آوردنش خدایا خون تو شد پر زخمی بی پناه دست جمعی باهم میزدن شبی یه نفر بی افته جای سر به زیر حرف بد شنیدم گشتم ولی دور و برم یه محرمم ندیدم به سختی نیزه از تن برادرم کشیدم