نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

برم گردون اینجا همگی نیزه دارن برم گردون معلومه که حیا ندارن برم گردون داغِتو رو دلم میذارن بیا که برگردیم مدینه نگرانم برای سکینه تنِ تو به روی خاک صحرا میبینه حسین به اسارت میبرن خواهرت حسین تازیونه میزنن دخترتو حسین متلاشی میکنن پیکرتو (آه، بیا برگردیم)۵ برم گردون کشتنِ تو شده فریضه برم گردون چشمای حرمله چه هیزِ برم گردون بین ما دنبال کنیزِ غریب عطشان ای اخیّ داره میگه مادرت بنیّ نداره طاقت دست سنگین رقیّه حسین چشمِ تو میره به سمت خیمهها حسین رو تنت میمونه جای نیزهها حسین چه شلوغ میشه میون قتلهگاه برت گردوند پیش چشمام تو رو با پاهاش برت گردوند تو دست و پا میزدی داداش برت گردوند زینب تو بمیره ای کاش تموم رویامُ بهم زد رو پشت داداش قدم زد شعله به دل تموم اهل حرم زد حسین خنجر تو دست سکّه کُنده و حسین میزنه ضربه و هی میخنده و حسین بمیرم سرت به مویی بندِ
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد