نظرات
1 نظر ثبت شده

کاربر ناشناس کاربر
آخ
۷ شهریور ۱۴۰۳

ای تنهایِ غریب، بی یار و حبیب یا شَیبُ الخَضیب، حسین ای شاهِ کم سپاه، ذبحِ قتلگاه مردِ بی گناه، حسین رَدای خونیتو قواره کردن عبای پیغمبرو پاره کردن رفتی و دور از چشم اباالفضل مخدراتو بیچاره کردن هوا بد شده بود تو نبودی دیگه آب از سر ما رد شده بود هوا بد شده بود خیمههایِ تو، محلِ رفت و آمد شده بود سرم داد میزنن خولی و شمر و سنان بین حرم داد میزنن سرم داد میزنن فهمیدن بی کَس و بی برادرم داد میزنن آه درد بی حساب، اشکای رباب دستامو طناب گرفته آه وقت ازدحام، تو بازار شام قلب تو برام گرفته میخوان پا رو حُرمتمون بذارن دارن برامون صدقه میارن اینا که غیرت ندارن رو ناموس چه نقشهای برا سر تو دارن بمیرم سرِ تو چه جوری رو نیزهها نگاه کنه خواهرتو بمیرم سرِ تو راهی کردن به خرابه، دق بدن دخترتو
1 نظر ثبت شده

آخ