نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خواب این لحظه که افتادی رو خاکا رو، خیلی وقته دیدم توی خوابم ولی خیلی زودتر از شمر، حسین به تو رسیدم تو خداحافظی آخرمون نالهها زدم حسین جان تو زمین خوردی و من شاه نجف رو صدا زدم حسین جان تو بغل گرفتی خاک قتلگاهو شاه میفهمه زمین خوردن شاهو میزنن تورو پیاده و سواره ذوالجناح اومد حرم، کمک بیاره چه روزگار سیاهی چه حربگاه و سپاهی دگر نیفتد الهی بلند مرتبه شاهی ***** دیگه آخرای کشتنت که شد حتی پیرهنت رو بردن پیرهنت چه قیمتی داره آخه وقتی جوشنت رو بردن دیگه آخرای کشتنت که شد خیلی دست درازی کردن با دل این زن و بچه به خدا لحظه لحظه بازی کردن ته قتلگاه ولی به یادمی تو که الآن تموم خونوادمی تو بی کَسَم نکن، نذار دلنگران شم تو نخواه همسفر شمر و سنان شم ببین اسیرم و راهی بدون پشت و پناهی دگر نیفتد الهی بلند مرتبه شاهی ***** سر تو نقش فلک، نقش بیابون بدنت کُشته ما رو بوی آب، قربون زخم دهنت عالمو بیقرار کنم، خیمههاتو چیکار کنم خودم پناه عالمم، کدوم طرف فرار کنم پای غمت گیرم، حسین نوشتهی کتاب تقدیرم، حسین از غیر تو سیرم، حسین آخر یه شب تو روضه میمیرم، حسین هر شب باید مجنونت شم لیلا کیه؟! لیلا تویی قربونت شم بی سر و بی سامونت شم کاشکی یه شب کرب و بلا مهمونت شم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد