نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

بگو چیکار کنم با اینهمه زخم عمیق تو بگو چیکار کنم با حنجر به زیر تیغ تو بگو چیکار کنم شمر از تنت، چکمهشو برداره بگو چیکار کنم خون از رگات نزنه فوّاره بسه داداش چقدر میزنی صدا مادر و چند ضربه لازمه تا جدا کنه این سرو یک عده بی حیا، خندیدن به اشکای من میگفتی تشنمه، با لگد تو رو میزدن وای عجب بلایی، سرت آوردن وای حتی لباس کهنهتو بردن بگو چیکار کنم حالا که من بی تو شدم تنها بگو چیکار کنم سنان نیاد توخیمهی زنها بگو چیکار کنم شلاقا رو دارن میچرخونن به زیر تازیانه دخترات، زنده نمیمونن پاشو که ابن سعد، دستمو میبنده طناب من بنت الحیدرم، من کجا و بزم شراب با پای زخمی و صورت کبود میبرن ما رو از کوچهی مردم یهود میبرن وای بعد تو میشه، به ما جسارت وای قراره زینب، بره اسارت تا حالا، از این خونواده زنی رو نبردن اسارت حاصل زینب آخرم دیدی خرابه شد حسین، منزل زینب این چی بود آخه میریخت روی سرت، مقابل زینب حاصل زینب حاصل زینب شمر و خولی رو ببین دور و بر محمل زینب سر تو میگرده دست این و اون، خون دل زینب
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد