نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای تنهای غریب بی یار و حبیب یا شیب الخضیب حسین ای شاه کم سپاه ذبح قتلهگاه مرد بیگناه حسین ردای خونیتو قواره کردن عبای پیغمبرو پاره کردن رفتی و دور از چشم ابالفضل مخدّراتو بیچاره کردن هوا بد شده بود تو نبودی دیگه آب از سر ما رد شده بود هوا بد شده بود خیمههای تو محل رفت و آمد شده بود سرم داد میزدن خولی و شمر و سنان بین حرم داد میزدن سرم داد میزدن فهیمیدن بیکس و بی برادرم داد میزدن پیچیده عطر مادر گمونم باید این اطراف باشه الهی وقتی اومد تنت اون پیرهن دستباف باشه مگه میشه یه آدم شبیه شمر بیانصاف باشه وای بیسر بیسر بیسر موندی بین لشگر وای وای تنها تنها تنها روی ریگ صحرا وای غریب گیر آوردنت با هرچی میشد زدنت تو مقتل کشوندنت جلو چشای مادرت غریب گیر آوردنت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد