تصویر سیدرضا نریمانی - شدم این آخرِ عمری پریشان‌حال و بیمارت

شدم این آخرِ عمری پریشان‌حال و بیمارت

[ سیدرضا نریمانی ]
شدم این آخرِ عمری پریشان‌حال و بیمارت
اگرچه عمر کوتاه و میسّر نیست دیدارت

خبر داری که خیلی از گناهانم پشیمانم؟
خبر داری منم آن نوکری که داده آزارت؟

نمی‌دانی چقدر این روزها بی‌تو گرفتارم
ز بس دنبال عصیانم، نشد باشم گرفتارت

میانِ خادمان خیمه‌ی تو گشتم و دیدم
کسی این‌جا شبیهِ من نبود این‌قدر سربارت

از این کوچه به آن کوچه، از این هیئت به آن هیئت 
فدای عاشقی که می‌گذارد سَر به دیوارت

من از پشتِ درِ مِیخانه‌بودن خیرها دیدم
اگرچه سائلت بودم، ولی بُردی به دربارت

سَحرهای رجب را از گداییِ علی دارم
مرا که تشنه‌ی وصلم، دعا کن وقتِ افطارت

تو آن ماهی که پشتِ ابر اگر مخفی شوی، آخر...
می‌افتد گوشه‌ی صحن نجف هر شب سَر و کارَت

نوای نوحه‌های تو دلم را کربلا بُرده
فدای چشم گریان و دلِ زار و عزادارت

*****

سرِ ارباب بَر نِی بود و زینب دست بَر سَر داشت
میانِ شام ناموسِ علی ای کاش معجر داشت

پربازدید‌ترین‌های مناجات مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

محبوب‌ترین‌های مناجات با امام زمان (عج)(سایر موضوعات)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد