سر خاک کف پای تو یا حضرت سجاد

سر خاک کف پای تو یا حضرت سجاد

[ حاج محمود کریمی ]
سر خاک کف پای تو یا حضرت سجّاد
جان مست تولّای تو یا حضرت سجّاد

دل غرق تجلّای تو یا حضرت سجّاد
دست من و اعطای تو یا حضرت سجّاد

پرواز دهد ذکر تو تا عرش دعا را
جنّت شنود از نفست بویِ خدا را

تو وجه خدا، دست خدا، چشم خدایی
تو روح دعا، بال دعا، قلبِ دعایی

تو کعبه تو زمزم و تو سعی و صفایی
تو مشعر و خیف و عرفاتی و منایی

تا دور تو ای کعبه‌ی مقصود بگردند
حجّاج طواف حرم الله نکردند


ای آب بقا قطره‌ای از آب وضویت
وی خضر نبی نخله‌ی سبز لب جویت 

گل بوسه‌ی جان دو جهان بر گل رویت
ارباب دعا چشم گشودند به سویت

خورشید دو گیتی مه هر انجمنی تو
آیینه‌ی زهرا و حسین و حسنی تو

مهر تو همه خیل رُسُل راست وظیفه
گفتار تو در روح الهیست لطیفه

بر لعل لبت بوسه‌ی آیات شریفه
مصحف بُوَد از فاطمه و از تو صحیفه

اوّل علی از سلسله‌ی خیرالانامی
چهارم ولی حق پدر هشت امامی

تو نور فروزنده‌ی مصباح هدایی
سر سلسله‌ی نسل امام شهدایی
والله تو پیغامبر خون خدایی
هم سنگر سرهای ز تن گشته جدایی

هرچند که بر گردن خود سلسله داری
جا در دل بشکسته‌ی هر سلسله داری

پرواز کند طایر وحی از چمن تو 
شمشیر خدا خطبه دشمن شکن تو

افسوس که شد سنگ جواب سخن تو
زنجیر کند گریه به زخم بدن تو

بس گل به سرت ریخت ز سنگ لب بامت
افسوس که بردند به ویرانه‌ی شامت 

غیر تو کی یوسف زهرای شهیده
گردیده پیام آور سرهای بریده

جای صلوات از همه دشنام شنیده
خون دلش از حلقه‌ی زنجیر چکیده 

گیرم که عدو برد سوی شام خرابت
ای کاش نمی‌برد سوی بزم شرابت

ای طایر رحمت، ز چه رو بال و پرت سوخت؟
هر لحظه دل از شعله‌ی داغ دگرت سوخت

افسوس که در ماه محرم جگرت سوخت
از زهر جفا یک سره پا تا به سرت سوخت


یک کرب و بلا سوز دلت بود به سینه
تا کرب و بلا شد ز غمت شهر مدینه

عمری به دل سوخته‌ات سوز نهان بود
خون جگرت دم به دم از دیده روان بود

چشمت به عزای شهدا اشک فشان بود
از کعب نی‌ات بر بدن خسته نشان بود

در غسل تو یاران ز جگر آه کشیدند
بر پیکر پاکت اثر سلسله دیدند

هر شب دل زارم شده زوار بقیعت
ای کاش نهم چهره به دیوار بقیعت

چون شمع بسوزم به شب تار بقیعت
خون گریه کنم لحظه‌ی دیدار بقیعت

گیرم به دل شب ز دل خاک سراغت
گریم به تو و تربت بی شمع و چراغت

من یادگار کربلایم 
من همسفر با نیزه‌هایم

من پا به پای عمه‌هایم
از کربلا تا کربلایم

آتیش رسید به خیمه‌هامون
تو دشت و صحرا بچه‌هامون

جای طناب و تازیونه
مونده به روی دست و پامون

هنوز تو گوشمه صداشون خدا برا کسی نیاره
صدای ساز و ناسزاشون خدا برا کسی نیاره

یه اهل بیت داغ دیده خدا برا کسی نیاره
رو نیزه‌ها سر بریده خدا برا کسی نیاره

یه شب توی خرابه‌ی شام
به استخون رسید دردام

شبی که خواهر سه سالم
تا صبح می‌گفت بابامو می‌خوام

دیدم سر بریدش اومد خدا برا کسی نیاره
به دیدن شهیدش اومد خدا برا کسی نیاره

پربازدید ترین شعر روضه محرم و صفر امام سجاد (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام سجاد (ع)

محبوب ترین حاج محمود کریمی

نظرات