نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

زینب یادته بچهام تو آغوشم میخوابید لباسای قشنگ میپوشید، آره رباب وقت خدا حافظی خندید، آره رباب نجمه یادته بچم چجوری ناله میزد، آره رباب کم کم دیگه داشت میکشید قد، آره رباب چقدر سفید بهش میومد، آره رباب کلثوم یادته بچمو هر روز شیر میدادم، آره رباب محافظش بود ان یکادم، آره رباب زخم لبش نمیره یادم، آره رباب داغ عزیز سخته صبوری همهی سختیشه الان شبی که میری بذار که آسمون آبیشه تو رو خدا بس کن الان حرمله بیدار میشه کمی دونم این حرفا برات اب روی اتیشه لالا لالا بخواب علی لالا..
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد