
بچهها دست بابا خونی شده گمونم شیشماهه قربونی شده حسین حسین... عباشو به روی اصغر کشیده گمونم خیلی خجالت کشیده حسین حسین... انقده گریه نکن هیچ کی جوابت نمیده غیر تیر حرمله هیچ کسی آبت نمیده مادرت شیر نداره تو که اینو خوب میدونی چرا هی زبونتو دور لبت میگردونی حسین حسین... آسمون ابری شده یا چشم من تار میبینه بارونه یا اشک تو به روی لبهام میشینه حسین حسین...