
زهرا میان کوچه به پیکار آمده یا خیبر است و حیدر کرّار آمده یا که قدم نهاده حسن در دل جمل حیّ علَی الحماسه احلی مِنَ العسل این کیست بین معرکه با گام استوار فریاد پُر شرارهی او تیغِ ذوالفقار این کیست روی منبر حیدر نشسته است با اقتدار پشت ستم را شکسته است چادر به سر روانهی میدان عاشقیست با جان خویش بر سر پیمان عاشقیست پیغمبرِ رسیده به معراجِ کربلا با آیههای محکم قرآنِ سر جدا این قهرمان که شور جنونش لبالب است قائممقامِ حیدر کرّار زینب است او جانشین فاطمه در جنگ فتنههاست فریاد او مفسّر پیکارِ کربلاست در شام و کوفه قافلهسالار زینب است برپاست این عَلم که علمدار زینب است زینب همان که چادر او پرچم حیاست در سایهسایه چادرش این روضهها بهپاست زینب همان که مظهر ناموس عترت است بین خطر محافظ نسل امامت است زینب همان که ذلّت او را کسی ندید لرزید از شکوه و جلالش تن یزید کابوس خاندان پلید اُمیّه بود آموزگار درس قیام رقیه بود او نقشههای فتنهگران را خراب کرد در شام و کوفه با سخنش انقلاب کرد چون تو میان معرکهی کوفه لافتی لاسیف جز کلام تو ای دخت مرتضی از خرمن قیام تو هستیم خوشهچین یه گوشه از حماسهی تو شور اربعین ما را گدای شاه کرم آفریدند ما را مدافعان حرم آفریدند سردار ما که قافلهسالار عشق شد از خدمت عقیلهی شهر دمشق شد افتاد پای تو سر سردارهای ما نذر سر تو شد سر عمّارهای ما از لطف توست بر در این خانه خادمیم در مکتب مجاهدتِ حاج قاسمیم از لطف توست صاحب گنج ولایتیم چشمانتظار لحظهی سرخ شهادتیم شد امتداد نهضت سرخت قیامِ ما تا لحظههای سبز ظهورِ امامِ ما همه در تاب و در تبیم سربازهای مکتب ایثار زینبیم **** آه کشتن مادرو بیحیاها با لگد وا کردن درو همه ریختن سر ناموس حیدرو آه کشتن مادرو میخِ در داغه و توی دستای مُغیره شلاقه و واسهی خودنمایی قُنفذ مشتاقه و میخ در داغه و با خنجر میزنن تیغو از بین شکافِ در میزنن با غلاف روی بازوی مادر میزنن با خنجر میزنن بارونه پشت در پر از لکّههای خونه پشت در پیکر فاطمه بیجونه پشت در بارونه پشت در میخنده دومی دست بابامونو میبنده دومی سیلیهاش گوشواره رو کَنده دومی میخنده دومی لگدِ بیهوا نامردیه دردِ غلاف بد دردیه