نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دوباره با آه و زاری، میخونم با بیقراری نوههاتم با ضریحن، تو هنوز حرم نداری هر کی از غمت بمیره، به خودت قسم عجیب نیست حتی بین اهلبیتم، کسی مثل تو غریب نیست تو غریبای دو عالَم، نبود هیچکسی شبیهت آرزومه زنده باشم برسم پای ضریحت غریب و تنها و بییار، تو رو خیلی دادن آزار به کی سَم دادن بهجز تو، تو خونهاش زمان افطار تویی اون که توی خونهاش حتی مَحرمی نداره داره از لبت میریزه، جگر تو پارهپاره اشک روضههای زهرا بوده مهمون نگاهت توی خونه مَقتلت نیست، کوچه بوده قتلگاهت توی کوچهها چی دیدی، هیچکس خبر نداره یه نفر نبود تو کوچه که بره کمک بیاره (از تاب رفت و طشت طلب کرد و ناله کرد)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد