نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

دست و پاگیرم ولیکن دست و پا دارم هنوز هر چه هستم باز هم طبع گدا دارم هنوز سفره ات را می تکانی روزی ما میرسد گر چه سیرم کرده ای میل غذا دارم هنوز نان بپز نان تو را خوردن درستم می کند در تنور خانه ات دار و الشفا دارم هنوز خانه ات جا روکشی میخواست من جا روکشم کار اگر اینجا کنم یعنی بها دارم هنوز گفته ام در قبر بگذارند روس سینه ام دستمال گریه بر داغ تو را دارم هنوز در نمازم هم به روی شانه ام شال عزاست من به یمن شال مشکیتان عبا دارم هنوز با همان یک دست من را یاد کن بین قنوت مستمندم بی کسم عرض دعا دارم هنوز باز هم در خانه ام عطر فدک پیچیده است چون که از خرمای باغت چند تا دارم هنوز هر کجا ذکر تو شد بر من حسین الهام کرد در میان روضه ات غار حرا دارم هنوز مادر ارباب اذن کربلایم را بده در دل دیوانه داغ کربلا دارم هنوز من بدم می اید از در ها که بد وا میشود نفرت از میخ در و این چیز ها دارم هنوز
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد