نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

همه تسبیح به دستند به تسبیحاتش همه تفسیر به دستند پىِ آیاتش باطنش جاى خودش، ظاهر او هم سِر است ما تماماً همه محویم، تماماً ماتش فاطمه عبدِ خدا هست ولى ربِّ من است کافرم گر نتوانم بکنم اثباتش چه کسى دیده که از عرش کسى برگردد زآن همه جلوه فقط سیب شود سوغاتش میرسیدند بهم تا که على و زهرا روبهرو میشد در اصل على با ذاتش عابدان سر به بر اندر طمعِ روضۀ خُلد عاشقانِ جان به کف اندر طلبِ مرضاتش هر کسی عاشقِ زهراست، زِ نو زاده شده پس محال است که جبران نشود مافاتش دور تا دورِ قدش را وسطِ کوچۀ شهر میگرفتند ملائک پىِ تشریفاتش آن نمازى که در آن صحبتى از فاطمه نیست صاحبش را برساند به جهنمِ آتش حَرمِ فاطمه با خاکِ نجف باید ساخت وقفِ زهراست نجف، با همۀ ذرّاتش در زدن یا نزدن فرق ندارد اینجا نیست وابستۀ سائل، کرمِ بالذّاتش مهرِ خانوم برایش به دو عالم کافىست هر که باشد پىِ جبران شدنِ مافاتش آن فلانى و فلانى و فلانى سه بُتاند لعنتِ شیعه به عزّى، به هبل، به لاتش شاعر: علی اکبر لطیفیان ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد