نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

خونمون شبیه من کلافه بود از روزی که شدی کبود خونمون انگاری که اضافه بود سوخت توی آتیش و دود بالا و پایین داره آه، زندگی زهرا مگه نه؟ این روزا هم میگذره بهتر میشه دنیا مگه نه؟ علی اگه در بزنه پامیشی از جا مگه نه؟ خدا بخواد خنده میاد روی لب ما، مگه نه؟ آه زدنت ای پنجهی ماه زدنت تو پشت در زخمی شدی باز وسط راه زدنت سخت زدنت مردای بدبخت زدنت خدایی تو این دو سه ماه من مُردم هر وقت زدنت خانومم یاد روزای خوب بیفت روزای خوبمون کجاست؟ خانومم مگه که پیغمبر نگفت که اشکای مظلوم شفاست بزن پهلوت اشکمو، خوب میشه پهلوت مگه نه؟ همین شبا قبل قنوت، خوب میشه بازوت مگه نه؟ همین روزا میگذری از خیال تابوت مگه نه؟ یواشیواش وا میکنی روبنده از روت، مگه نه؟ بد زدنت بمیرم انقدر زدنت که از نفس افتادیو هیشکی نیومد زدنت بد زدنت کوچهی خلوت زدنت نزدیک خونهی خودت توی محلهات زدنت خانومم این بچهها جلو چشام بدون مادر میمیرن خانومم اینقدر نشو زخمی برام این بچهها یاد میگیرن از بعد تو رسم میشه پهلوی شکسته، مگه نه؟ چشم وَرَم کرده و اَبروی شکسته، مگه نه؟ از بعد تو رسم میشه بازوی شکسته، مگه نه؟ گوشواره خونی، النگوی شکسته، مگه نه؟ آه زدنش بچه رو یک ماه زدنش اینم کبود شد سر و روش اینم توی راه زدنش چنگ زدنش تو کوچهها سنگ زدنش اون که فقط بابا میخواست اون که نداشت جنگ زدنش
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد