نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(من به این روز نیفتادم علی که بازم به چشم تو غم ببینم صدتا فاطمه فدات گریه نکن گریههاتو نمیتونم ببینم)۲ میدونم سخته واسه مردی که همه یه لگد به زندگیش زدن (در نمیسوخت نمیافتادم زمین)۲ خیلی بد موقع در رو آتیش زدن گریه کردنم برام عذاب شده چند وقته که چشام میسوزه صورتم تو شعله تاول زده و (اشک شوره گونههام میسوزه)۲ میدونی دارم به چی فکر میکنم که چشام اینجوری بارون میریزه باید از سینهی من شیر میریخت اما داره از سینهام خون میریزه درد امونمو بریده اینقدر نگو با زخمای پهلوت بساز تنها خواهشم ازت تو زندگی همینه برام یه تابوت بساز فردا این موقع دیگه من نیستم فردا این ساعتا بستر خالیه تو با این چهارتا بچه میمونید تو خونهت جای یه مادر خالیه این سه ماه آخر اذیت کردم بابت این همه غم حلال کن برای بچهها مادر نبودم زندگیت ریخت بههم حلال کن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد