نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

حبیبه نرو علی غریبه (بمون کم نیار، چی شد روزگار باید ذوالفقار غلاف کنم به دورم نگرد، تنت داره درد منم که باید طواف کنم،به دور تو)۲ رو مردت حساب کن، تو مرگ رو جواب کن نذار رو مرگت حساب کنن بگو بهتری که، یه وقتی نری که علی رو خونه خراب کنن حبیبه نرو علی غریبه (کنارم بشین علی رو ببین یه دستی به این خونه بکش یه حرفی بزن تو رو جون من به موی حسن شونه بکش زهرای من)۲ توی این شهر نامرد، تو هر روز با این درد در رو وا میکنی، سلام کنی یکم خوب نگام کن، بلندتر صدام کن (نگن که میخوای رهام کنی)۲ حبیبه نرو علی غریبه تو اون روز بد لگد تو لگد مغیره میزد، قنفذ میزد تو کوچه مدام، جلوی چشام با تیغ و نیام قنفذ میزد شدی نیمه جون که، سرپا نمون که یه وقت به پهلوت فشار نیاد پر از زخم پهلوت، میدم حق به بازوت بخواد با دستت کنار نیاد حبیبه نرو علی غریبه
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد