خونمون شبیه من کلافه بود

خونمون شبیه من کلافه بود

[ حسین طاهری ]
خونمون شبیه من کلافه بود
اون روزی که شدی کبود 
خونمون انگاری که اضافه بود
سوخت توی آتیش و دود

بالا و پایین داره آه زندگی زهرا مگه نه؟
این روزها هم می‌گذره بهتر میشه زهرا مگه نه؟
علی اگه در بزنه پا میشی از جا مگه نه؟
(خدا بخواد خنده میاد روی لب ما مگه نه؟)۲

آه زدنت
ای پنجه‌ی ماه زدنت
تو پشت در زخمی شدی
باز وسط راه زدنت

سخت زدنت
مردهای بدبخت زدنت
خدایی تو این دو سه ماه
من مُردم هر وقت زدنت

****

(خانمم یاد روزهای خوب بیوفت
روزهای خوبمون کجاست؟)۲
خانمم مگه که پیغمبر نگفت
که اشک‌های مظلوم شفاست

بزن به پهلوت اشکمو خوب میشه پهلوت مگه نه؟
همین شب‌ها قبل قنوت خوب میشه بازوت مگه نه؟
همین روزها می‌گذری از خیال تابوت مگه نه؟
یواش یواش وا می‌کنی روبنده از روت مگه نه؟

بد زدنت
بمیرم انقدر زدنت
که از نفس افتادی و
هیچکی نیومد، زدنت

بد زدنت
کوچه‌ی خلوت زدنت
نزدیک خونه‌ی خودت
توی محله‌ات زدنت

****

خانمم این بچه‌ها جلو چشام
بدون مادر می‌میرن
خانمم انقدر نشو زخمی برام
این بچه‌ها یاد می‌گیرن

از بعدِ تو رسم میشه پهلوی شکسته مگه نه؟
چشم وَرَم کرده و اَبروی شکسته مگه نه؟
از بعد تو رسم میشه بازوی شکسته مگه نه؟
گوشواره‌ی خونی، النگوی شکسته مگه نه؟

آه زدنش
بچه رو یک ماه زدنش
این هم کبود شد سر و روش
اینم توی راه زدنش

یک شب جا موندم و اومد سراغم
همون مردی که با من خیلی بد بود
الهی که دلش آتیش بگیره
که دل سوزوندن‌و خیلی بلد بود

همش می‌گفت: عموت کجاست؟
حال تورو نگاه کنه
بگو از علقمه بیاد
دست بسته‌ات رو وا کنه

نظرات