نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

تب داره، شبا بیداره دعاش اما از جارس و مداره تو حرفاش، پیش بچههاش میگه بارالاها، ازم راضی باش دلگیره، داره میمیره نفس میکشه از تنش خون میره گریونه، دلش پر خونه میگیره روش و از همه تو خونه معلومه، چقد مظلومه با دردایی که داره باز آرومه ای بود و نبود من، ای یاس کبود من زهرا، زهرا تنها تکیهگاه من، عشق بی گناه من زهرا، زهرا (از پیش من مرو، زهرا زهرا جان حسن مرو، زهرا زهرا)۲ قدش خم، نگاهش مبهم مثه پیرزنهاست تو این سن کم چشما تار، میبینم هر بار میخواد راه بره، دست میگیره دیوار دستاش زخم، زیر چشماش زخم نماز شب میخونه، کف پاهاش زخم قربونش، با بوی نونش بهشته مدینه است، لب خندونش اما حیف، شده اینجا حیف گرفتن خوشیهامونو از ما حیف دیگه محکمه علی، تنها همدم علی برخیز از جا بی تو میخورم زمین، آه و زاری ام ببین بین غمها بانوی صف شکن، در سنگر باش حرف از سفر نزن، با حیدر باش از پیش من مرو، زهرا زهرا جان حسن مرو، زهرا زهرا لاجونه، ولی مردونه پای اعتقادش بازم میمونه یادم هست، که از پا ننشست بابامو نگهداشت، اونم با یک دست دعوا شد، زدند در وا شد تا افتاد زمین، داد زدند حالا شد در میسوخت، کبوتر میسوخت توی شعله محسن با مادر میسوخت هم پهلوش شکست هم بازوش به دیوار که خورد غرق خون شد ابروش دشمن تازیانه زد، آتش هم زبانه زد در پشت در دیدم دست و پا زدی، فضه را صدا زدی جای حیدر دستم که بسته شد، زهرا زهرا دستت شکسته شد، زهرا زهرا ای جان من مرو، زهرا زهرا جان حسن مرو، زهرا زهرا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد