چه روضه‌ایست که هر کس روایتش می‌کرد

چه روضه‌ایست که هر کس روایتش می‌کرد

[ حسین طاهری ]
چه روضه‌ایست که هر کَس روایتش می‌کرد
بَنای گِریه به وَضع و مُصیبَتَش می‌کرد

چه می‌شد از دِل آن کوچه بر‌نمی‌گشتند
قَضا به لطف قَدَر خَرقِ عادَتش می‌کرد

برای جمله‌ی کوتاه هم مَجال نداد
وَگَرنه فاطمه او را نصیحتش می‌کرد

زکیّه هیچ زمان حرف تُند نشنیده
و کاش راهزن این را رعایتش می‌کرد

حرام لقمه به مادر دو دست سیلی زد
گلی که لمسِ نسیمی اذیتش می‌کرد

آهای گریه‌کنان! فاطمه زمین افتاد
هجوم چکمه‌ جسارت به ساحتش می‌کرد

یکی ز تکّه‌ی آن گوشواره‌ها گم شد
حسن وگرنه همان شب مرمتش می‌کرد

عذابِ روحیِ فرزند، داغِ ناموس است
مغیره هم چه جفایی به غیرتش می‌کرد

دعای مادرم این روزها فقط مرگ است
اجل ز طعنه‌ی همسایه راحتش می‌کرد

نظرات