نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جا پای مالک اشتر و سلمان گذاشتیم روزی که با ضریح تو پیمان گذاشتیم ما نام هر کسی که به ایوان طلای تو یکبار سجده کرده، مسلمان گذاشتیم کافی نبود گریهی ما در فراق تو اینبار را به گردن باران گذاشتیم تا جز تو هیچکس ننشیند به قلب ما باب الورود سینه، نگهبان گذاشتیم ما بعد دیدن تو و ایوان طلای تو بر هرچه عشق، نقطهی پایان گذاشتیم عشق است عشق، حق بده ما سینه چاکها از دوریِ تو سر به بیابان گذاشتیم یک روز میرسد که بگوییم وقت مرگ ما نیز سر به دامن سلطان گذاشتیم تا جز تو هیچکس ننشیند به قلب ما باب الورود سینه، نگهبان گذاشتیم **** در عشق تو هیچ کس مُردد نشود هر کس تو را شناخته بد نشود تقدیر مرا گرچه نوشتهست ملک من مطمئنم علی نخواهد نشود
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد