نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

جا پای مالکاشتر و سلمان گذاشتیم روزی که با ضریح تو پیمان گذاشتیم ما نام هر کسی که به ایوانطلای تو یک بار سجده کرده، مسلمان گذاشتیم کافی نبود گریهی ما در فراق تو این بار را به گردنِ باران گذاشتیم عشق است عشق، حق بِده ما سینهچاکها از دوریِ تو سر به بیابان گذاشتیم تا جز تو هیچ کس ننشیند به قلب ما بابُ الورود سینه، نگهبان گذاشتیم ما بعد دیدن تو و ایوانطلای تو بر هر چه عشق، نقطهی پایان گذاشتیم یک روز میرسد که بگوییم وقت مرگ ما نیز سر به دامن سلطان گذاشتیم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد