
بی عفتی، حراج هویت، فروش تن تعریف عدهایست، همین از مقام زن در چشم این گروه تمام زنانگی یعنی که ریشهی شرف خویش را زدن ای خواهر غیور به جنگ عدو برو از چادرت بساز برای خودت کفن این عزتی که روی سرت جا گرفته است بر تو رسیدهاست نه امروز از کهن میراث خون پاک شهیدان حجاب توست بهتر در مجال که کوته کنم سخن جان دادهای در رَه غیرت گواه آن اشک عراق، غربت شام و غم یمن قصیده نام تو را برد و اشک شوق آمد که بی وصو نتوان خواند سورهی کوثر خدا به خواجهی لولاک داده بود ای کاش هزار مرتبه دختر اگر تویی دختر حجاب روی زمین طفل بی پناهی بود تو مادرانه گرفتیش تا ابد در بر زن که چادر زهراست بر سرش زینت خدا گواست سرافکنده نیست در محشر میان کوچه که افتاد دشمنت از پا در آن جهاد نیفتاد چادرت از سر یهودیان مسلمان ندیدهاند آری از این سیاهی چادر دلیل روشنتر کنون به تیرگی ابرها خبر برسد که زیر سایهی آن چادر است این کشور