باء بسم‌اللّهم به نام علی

باء بسم‌اللّهم به نام علی

[ حاج محمود کریمی ]
باء بسم‌اللّهم به نام علی
وحی حق نیست جز کلام علی

حَجَرُالاَسوَدم به کنج لبش
یاد کردم ز استلام علی

بیت حق را صلابتی دیدم
از قد و قامت و قیام علی 

بی‌خود از خود طواف می‌کردم
گرد زایشگه و مقام علی

چشم‌هایم دو چشمه‌ی زمزم
مروه عشق و صفا، صفای علی

عشق را انتظار می‌دیدم
کعبه را مستجار می‌دیدم

*****

شب فرا می‌رسید و من هر شب
زیر لب نغمه داشتم بر لب

دستی از عجز چون گدایان پیش
دست دیگر به سینه‌ام ز ادب

چشم سر خیره مانده بر کعبه
چشم دل بر جمال شاه عرب

ای خدا داده اختیار تمام
تا خدایی‌ت یا ابَاالزّینب

آمدم تا بگیرم از دستت
خرج یک عمر عشق را امشب

گفت همراه شاخه‌ای از یاس
روزی‌ات شد حواله با عبّاس

*****

دست حق است دست عبّاسم
عالَمی هست مست عبّاسم

محبت وحی عشق ثارالله
سینه‌ی حق‌پرست عبّاسم

جنّ و انس و مَلَک، تمام فلَک
جملگی پای‌بست عبّاسم

از ازَل بوده تا ابد هم هست
هستِ هستی‌ست، هستِ عبّاسم

از حساب و کتاب قبر نترس
دست خود دِه به دست عبّاسم

اوست ماه جمیل اهل‌البیت
در دو عالَم وکیل اهل‌البیت

*****

دیده‌ها بسته، لعل لب خاموش
از کفن مرفت دین و دانش و کوش

خویش را در بهشت می‌دیدم
هاتفی گفت نوش کن مِی، نوش!

ماه‌رویی نشسته بر مَسند
قاتل جان عاشقان، ابروش

لیلی از دلبریش خانه‌خراب
یوسف از خنده‌هاش خانه به دوش

چاکران سر به زیر در تعظیم
دست بر سینه مانده حلقه به گوش

فرق او با خدای سنجیدم
من خدا را به چشم خود دیدم

*****

بیت حق، بیت میر کرّار است
زادگاه تو بیت دادار است

هر که بیمار توست، مجنون است
هر کسی عاقل است، بیمار است

پرچم کربلاست در یَدِ تو
پرچمت را خدا علَمدار است

علَم و بندگیت نزد حسین
موجب فخر حیّ دادار است

من کجا وصف قَدرَت ای عبّاس!؟
از مقامت خدا خبردار است

مست مِیخانه‌ی توام عبّاس
من که دیوانه‌ی توام عبّاس

*****

اوج ذلّت به پیش تو عزّت
عزّت بی‌تو مایه‌ی ذلّت

بعدِ انوار چهارده معصوم
می‌درخشی به عالَم عصمت

هر کسی را حسین می‌خواهد
می‌نویسی تو نامه‌ی دعوت

ای امان‌نامه داده بر شیعه 
ز سر لطف و رحمت و رأفت

شهدا در مقام جنّت تو
سرانگشت بر لب از حیرت

حک شده به روی بال جبرائیل
یا اباالفضلِ بوتراب، دخیل!

*****

ای تجلّای طور در سَینا
یَد بیضای توست با موسیٰ

ای تبرّای محض با کافر
وی تولّای اصل با مولا

دشمن و دوست دیده در صفّین
گوشه‌هایی ز ناز شست تو را

مُهر بازوی توست «یا حیدر»
نقش پیشانی تو «یا زهرا»

حق نوشته‌ست با خطی از نور
روی درگاه جنّت‌الاعلی

در بهشتم نگار عبّاس است
صاحب‌الاختیار عبّاس است

*****

ای که خوانده‌ست مدح تو داور
چون تو عالَم نیاورَد دیگر

ای که زیباتری ز حور و مَلَک
حاشَ لِلّه! نیستی تو بشر

آلِ احمد چو ماه و ماه تویی
مات و مبهوت توست شمس و قمر

گل زهرا و اِبن امّ بَنین
حیدری یا که زاده‌ی حیدر؟!

چشم‌های تو فاتح قلبم
دست‌های تو فاتح خیبر

یا اباالفضل گرچه من پَستم
به اباالفضل نوکرت هستم

*****

(دلم مدیون چشماته اباالفضل
لبم مهمون دریاته اباالفضل)
...
(حضور مجلس انس است و دوستان جمعند
«و اِن یَکاد» بخوانید و در فراز کنید)

نظرات